احمد بهشتى
301
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
اين بحث را با بيان مطلبى دربارهء مضاف حقيقى و مشهورى ، به كمال برسانيم ؛ هر چند در بيان شيخ الرئيس و دو شارح بزرگ طوسى و رازى نيامده است . مضاف را دو قسم كردهاند : حقيقى و مشهورى . مضاف حقيقى ، خود اضافه است ، نه چيزى كه به اضافه متّصف شده باشد ؛ مانند بالا بودن ، پايين بودن ، عالم بودن و توانا بودن ؛ ولى مضاف مشهورى چيزى است كه به اضافه متّصف شده است ؛ مانند بالا ، پايين ، دانا و توانا . اينكه در فصل پيش گفتيم كه مقولهء اضافه ، بر تمام موجودها - حتّى بر خودش - عارض مىشود ؛ به اين معناست كه مضاف حقيقى بر هرچه عارض شود ، معروضش همان مضاف مشهورى است . مضاف مشهورى مىتواند واجب الوجود باشد و مىتواند ممكن الوجود باشد . ممكن الوجود يا تحت مقولهء جوهر است يا تحت يكى از مقولههاى عرض . به همين جهت است كه عروض مقولهء اضافه بر واجب الوجود مستلزم اين نيست كه او در تحت مقولهء اضافه قرار گيرد ؛ بلكه او را مضاف مشهورى مىسازد ، نه مضاف حقيقى . مضاف حقيقى در تحت مقولهء اضافه است ، ولى مضاف مشهورى لازم نيست كه تحت مقولهاى باشد . واجب الوجود تحت هيچ مقولهاى نيست و در عين حال معروض اضافهء حقيقى مىشود . در صورتى كه مضاف مشهورى تحت مقولهاى باشد ، اين مقوله مىتواند جوهر باشد يا يكى از اعراض . بهطور كلى هرچيزى كه نسبتى با چيز ديگرى پيدا مىكند ، مضاف مشهورى است . به آن دو چيز مىگوييم : متضايفان . براى متضايفان نمونههاى فراوانى داريم ؛ مانند نفس و بدن ، هيولا و صورت ، عالم و معلوم ، قادر و مقدور ، علت و معلول ، مؤثّر و متأثّر ، فاعل و مفعول ، راكب و مركوب ، جاعل و مجعول و جاهل و مجهول . دربارهء متضايفان قاعدهاى داريم كه مىگويد : المتضائفان متكافئان قوّة و فعلا ، و وجودا و عدما ؛ متضايفان از نظر قوّه و فعل و وجود و عدم ، برابر يكديگرند .